تبليغاتX
نا خدا و دِریا - توت فرنگی وحشی عزیز

توت فرنگی وحشی عزیز

 

کلمات نیستند که سخن بگویی/ وبگویی در دور دست / در متن

تنها در حاشیه مردی ایستاده است/ و راه نمی رود با من / خراب سالهای تنم

و پتک مدام بر دشنه و دیوار می کوبد / سرم  / دستم /

 

دوست عزیزمن سلام

دوست سالهای دور من سالهای دور من سالهای

حالا بگو فلانی سخت ... .

( نیستم برای خانه تکانی واستکانی چای با کا رگری که روز را میشمرد از  ...)

از 

ازو نبود که دوست سالهای دورم بود / و نبود

در هیچ کجا / در فرودست /در خیابانهای پایین شهر

در بازار های هر شنبه و چند شنبه

بیرون رفته ام / چند شنبه بود ؟

و متن کار دیگری نداشت و دنبال تو

دنباله ی تو رفت / من در حاشیه های این متن بی من

گم شده ام

و روزها در تمام شهر جای خالی تو را شمشاد می کارم

و گاه از اتوبوسی پیاده می شوم  و عکس تو را

و راننده تاکسی

پیاده می شود نگاه میکند

( آقا این عکس سالهای دور

  این سیاه و سفید  فوری  شخصیت شما را به سالهای دور سنجاق میکند ...)

-         احمق عوضی خودت  و مسخره کردی  مادر ...

و مادر میان میلهای بافتنی گره میزد

 - خواهرتو ...

 وخواهرم  از ترکمن صحرا بچه ها را بدنیا پرت میکند

که سوار  کم نباشد از  

این اسبهای ترکمن به تاخت می کوبند

 

شاید گم شده ای وتو را به نزدیکترین

تمام صندوق های پست

تمام پاسگاه های مرزی

تمام کلانتری ها

بیمارستانها

و سنگ های منقش سالهای دور و هرپنج شنبه را

.

.

.

نبود / نه پرت شده ای 

از سالهای دور به سالهای خیلی دور

 و سالها

از

به

و جدا مانده ای از / نیلوفرت مدام بالا میرود از من / تخت / وشمشادها که مکرر

از گوشه ای

در حاشیه ی این  تاخت های تازی

این خیابانها

پیاده رو ها

این متن ها که چسبیده به تنت

راه می روم در امتداد تو

شهر

و تنی که جدا کرده ام از بوته ای وحشی

که حاشیه ی این صفحات

این جنگل

این باغچه

بخشکد

بریده ام از

عکس سالهای دور جوانیم

و شمشادها

و اسب های اصیل ترکمان و تازی که به تاخت می کوبند / در شهر به تاخت

و حاشیه

و تو

تو

تو

تو

تو

تو

که در حوالی من

تکثیر می شوی 

 توت فرنگی ِ   وحشی ِ   عزیز

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:46 توسط جواد سجادی راد |