" محبت درست نشود مگر در میان دو تن یکی دیگری را گوید ای من " تذکرة الاولیا
ای من ای من ای من
زمین همیشه در بم تکان نمی افتد
زمین همیشه درمن تکان نمی افتد
زمین همیشه درمن
در من نمی افتد زمین هوایی است
و از هوای شهر های قدیمی
پیرهنم را درمی آورم به باد
به باد
هر کجای شب بزنم در را پنجره را و فرار کنم
دریا
موج هامان خشتی
ساحل مان خشتی
در همان جایی که زمین می تکاند و
زیرو بم ِ مان زیر آوار مانده است
ایمن
ای من
این من خشتی
یکی در من و من درآوار
دیوانه وار و دیوانه می شوم دیوار
دیوار